ابزارهای طرف تقاضا برای مدیریت مصرف آب زیرزمینی

دسته بندی
تاریخ خبر
چهارشنبه 7 آذر 1397
به گزارش پایگاه خبری گُلوَنی، نوشتار حاضر ترجمه‌ای است از:
OECD (2015), Drying Wells, Rising Stakes: Towards Sustainable Agricultural Groundwater Use. Chapter 3. What policy instruments help to manage agricultural groundwater use sustainably
این ترجمه را اندیشکده تدبیر آب ایران انجام داده است که آن را در چند بخش می‌توانید بخوانید.
ابزارهای طرف تقاضا برای مدیریت مصرف آب زیرزمینی. در همین ابتدا باید یادآور شد که هیچ ابزاری نسبت به ابزارهای دیگر برتری ندارد. به بیانی دیگر، انتخاب ابزار مناسب، به درک شرایط هیدروژئولوژیکی، اقتصادی- اجتماعی، و آثار خارجی مورد نظر بستگی دارد. علاوه بر این، حتی در یک مکان خاص، انتخاب راهکار به سطح مورد نظر کاهش در مصرف آب نیز بستگی خواهد داشت: رتبه‌بندی راهکارها بر اساس تغییر در مصرف کل آب یا شرایط هیدرولوژیکی مورد نظر، تغییر می‌کند.
جدول۱- راهکارهای مدیریت مصرف آب زیرزمینی
ابزارهای طرف تقاضا برای مدیریت مصرف آب زیرزمینی


در ادامه این بخش، ابزارهای تعریف‌شده در جدول۱ به اختصار مرور می‌شوند.
چون هدف این بخش، آشنایی کلی با راهکارها است، انفرادی معرفی می‌شوند، ولی باید توجه داشت که معمولاً چندین راهکار در ترکیب با یکدیگر به کار می‌روند.

بخوانید: تدابیر و راهکارهای تاثیرگذار بر تقاضا برای کاهش مصرف آب (پست قبلی)

در پایان این بخش، الزامات مهم برای موفقیت راهکارها، مانند پایش و نظارت و انسجام تدابیر با ابزارهای دیگر به اختصار مورد بحث قرار می‌گیرد.
۴-۱- وضع مقررات: مجوزهای پمپاژ، سهمیه و پهنه‌بندی
به طور کلی، مدیریت آب زیرزمینی با وضع مقررات سر و کار دارد.
یکی از رویکردهای مهم، تخصیص پمپاژ مجاز آب زیرزمینی برای هر چاه است.
مقدار مجاز پمپاژ می‌تواند بر پایه مساحت اراضی آبی و نیاز آبی گیاه باشد، یا بر پایه سابقه گذشته مصرف تعیین شود.
میزان تخصیص به ازای واحد مساحت آبیاری ممکن است یکسان تعیین شود، یا ممکن است بر اساس شرایط هیدرولوژئولوژیکی آبخوان یا تکنولوژی آبیاری تعیین گردد.
از دید اقتصادی، وضع محدودیت‌های یکنواخت کمّی (یا سهمیه‌ها) روش اثربخش هزینه‌ای برای تحقق‌بخشیدن به هدف‌گذاری‌های هیدرولوژیکی نیست،
مگر آن که منافع به دست‌آمده و اثرات مصرف‌کنندگان و اثرات بهره‌برداران بر آبخوان، یکسان باشد.
علت آن است که به طور کلی، تخصیص یکسان به هر بهره‌بردار با منافع نهایی مصرف آب مساوی نخواهد بود.
با این همه، تعیین سهمیه معمولاً ابزار تنظیم عادلانه در نظر گرفته می‌شود، چون به طور یکسان بر دارندگان مجوز بهره‌برداری اعمال می‌شود.
بر این اساس، اگر محدوده‌های اثرگذاری بهره‌برداران بر آبخوان، از نظر مکانی پراکندگی اندکی داشته باشد، و نیز اگر منافع حاصل از بهره‌برداری یکسان باشد، تعیین سهمیه یکنواخت می‌تواند ابزار اثربخش مدیریت آب زیرزمینی به شمار آید.
ابزارهای طرف تقاضا برای مدیریت مصرف آب زیرزمینی
به نسبتی که پیچیدگی هیدروژئولوژیکی و ناهمگنی بهره‌برداران افزایش می‌یابد، سهمیه‌ها باید متناسب با افزایش دقت و اطلاعات لازم برای تنظیم اثربخش هدف‌گذاری شود.
پهنه‌بندی شکل دیگری از مقررات در مدیریت آب زیرزمینی به شمار می‌آید.
در این شیوه، انجام فعالیت‌های معین در محدوده‌های مشخص‌شده محدود می‌شود.
برای نمونه، ممکن است پمپاژ در فاصله معینی از رودخانه‌ای که یک زیستگاه حیاتی را پشتیبانی می‌کند، یا در فاصله معینی از تأمین آب شرب یک شهر محدود شود. الزام به رعایت فاصله چاه‌ها نیز از مقررات پهنه‌بندی به شمار می‌آید.

نظــــرات
نام
ایمیل
  (نمایش داده نخواهد شد)
متن نظر